Yenişehir Wiki
Advertisement
Yenişehir Wiki
80.698
pages

Şablon:جعبه زندگینامه

ابومحمد مُصلِح بن عَبدُالله مشهور به سعدی شیرازی (۶۰۶۶۹۱ هجری قمری) شاعر و نویسندهٔ پارسی‌گوی ایرانی است. مقامش نزد اهل ادب تا بدانجاست که به وی لقب استاد سخن داده‌اند. آثار معروفش کتاب گلستان در نثر و بوستان در بحر متقارب و نیز غزلیات وی است.

زندگی‌نامه[]

سعدی در شیراز متولد شد. پدرش در دستگاه دیوانی اتابک سعد بن زنگی، فرمانروای فارس شاغل بود.Şablon:مدرک

سعدی هنوز طفل بود که پدرش در گذشت. در دوران کودکی با علاقه زیاد به مکتب می‌رفت و مقدمات علوم را می‌آموخت. هنگام نوجوانی به پژوهش و دین و دانش علاقه فراوانی نشان داد. اوضاع نابسامان ایران در پایان دوران سلطان محمد خوارزمشاه و بخصوص حمله سلطان غیاث‌الدین، برادر جلال الدین خوارزمشاه به شیراز (سال ۶۲۷) سعدی راکه هوایی جز کسب دانش در سر نداشت برآن داشت دیار خود را ترک نماید.[1] سعدی در حدود ۶۲۰ یا ۶۲۳ قمری از شیراز به مدرسهٔ نظامیهٔ بغداد رفت و در آنجا از آموزه‌های امام محمد غزالی بیشترین تأثیر را پذیرفت (سعدی در گلستان غزالی را «امام مرشد» می‌نامد). غیر از نظامیه، سعدی در مجلس درس استادان دیگری از قبیل شهاب‌الدین عمر سهروردی نیز حضور یافت و در عرفان از او تأثیر گرفت.این شهاب الدین عمر سهروردی را نباید با شیخ اشراق، یحیی سهروردی،اشتباه گرفت.معلم احتمالی دیگر وی در بغداد ابوالفرج بن جوزی (سال درگذشت ۶۳۶) بوده‌است که در هویت اصلی وی بین پژوهندگان (از جمله بین محمد قزوینی و محیط طباطبایی) اختلاف وجود دارد.

پس از پایان تحصیل در بغداد، سعدی به سفرهای متنوعی پرداخت که به بسیاری از این سفرها در آثار خود اشاره کرده‌است. در این که سعدی از چه سرزمین‌هایی دیدن کرده میان پژوهندگان اختلاف نظر وجود دارد و به حکایات خود سعدی هم نمی‌توان چندان اعتماد کرد و به نظر می‌رسد که بعضی از این سفرها داستان‌پردازی باشد (موحد ۱۳۷۴، ص ۵۸)، زیرا بسیاری از آنها پایه نمادین و اخلاقی دارند نه واقعی. مسلم است که شاعر به عراق، شام و حجاز سفر کرده استŞablon:مدرک و شاید از هندوستان، ترکستان، آسیای صغیر، غزنین، آذربایجان، فلسطین، چین، یمن و آفریقای شمالی هم دیدار کرده باشد.

سعدی در حدود ۶۵۵ قمری به شیراز بازگشت و در خانقاه ابوعبدالله بن خفیف مجاور شد. حاکم فارس در این زمان اتابک ابوبکر بن سعد زنگی(۶۲۳-۶۵۸) بود که برای جلوگیری از هجوم مغولان به فارس به آنان خراج می‌داد و یک سال بعد به فتح بغداد به دست مغولان (در ۴ صفر ۶۵۶) به آنان کمک کرد. در دوران ابوبکربن سعدبن زنگی شیراز پناهگاه دانشمندانی شده بود که از دم تیغ تاتار جان سالم بدر برده بودند. در دوران وی سعدی مقامی ارجمند در دربار به دست آورده بود. در آن زمان ولیعهد مظفرالدین ابوبکر به نام سعد بن ابوبکر که تخلص سعدی هم از نام او است به سعدی ارادت بسیار داشت. سعدی بوستان را که سرودنش در ۶۵۵ به پایان رسید، به نام بوبکر سعد کرد. هنوز یکسال از تدوین بوستان نگذشته بود که در بهار سال ۶۵۶ دومین اثرش گلستان را بنام ولیعهد سعدبن ابوبکر بن زنگی نگاشت و خود در دیباچه گلستان می‌گوید. هنوز از گلستان بستان یقینی موجود بود که کتاب گلستان تمام شد. [1]

نظرات درباره تاریخ تولد و وفات[]

بر اساس تفسیرها و حدس‌هایی که از نوشته‌ها و سروده‌های خود سعدی در گلستان و بوستان می‌زنند، و با توجه به این که سعدی تاریخ پایان نوشته شدن این دو اثر را در خود آنها مشخص کرده‌است، دو حدس اصلی در تاریخ تولد سعدی زده شده‌است. نظر اکثریت مبتنی بر بخشی از دیباچهٔ گلستان است (با شروع «یک شب تأمل ایام گذشته می‌کردم») که بر اساس بیت «ای که پنجاه رفت و در خوابی» و سایر شواهد این حکایت، سعدی را در ۶۵۶ قمری حدوداً پنجاه‌ساله می‌دانند و در نتیجه تولد وی را در حدود ۶۰۶ قمری می‌گیرند. از طرف دیگر، عده‌ای، از جمله محیط طباطبایی در مقالهٔ «نکاتی در سرگذشت سعدی»، بر اساس حکایت مسجد جامع کاشغر از باب پنجم گلستان (با شروع «سالی محمد خوارزمشاه، رحمت الله علیه، با ختا برای مصلحتی صلح اختیار کرد») که به صلح محمد خوارزمشاه که در حدود سال ۶۱۰ بوده‌است اشاره می‌کند و سعدی را در آن تاریخ مشهور می‌نامد، و بیت «بیا ای که عمرت به هفتاد رفت» از اوائل باب نهم بوستان، نتیجه می‌گیرد که سعدی حدود سال ۵۸۵ قمری، یعنی هفتاد سال پیش از نوشتن بوستان در ۶۵۵ قمری، متولد شده‌است. اکثریت محققین (از جمله بدیع‌الزمان فروزانفر در مقالهٔ «سعدی و سهروردی» و عباس اقبال در مقدمه کلیات سعدی) این فرض را که خطاب سعدی در آن بیت بوستان خودش بوده‌است، نپذیرفته‌اند. اشکال بزرگ پذیرش چنین نظری آن است که سن سعدی را در هنگام مرگ به ۱۲۰ سال می‌رساند. حکایت جامع کاشغر نیز توسط فروزانفر و مجتبی مینوی داستان‌پردازی دانسته شده‌است، اما محمد قزوینی نظر مشخصی در این باره صادر نمی‌کند و می‌نویسد «حکایت جامع کاشغر فی‌الواقع لاینحل است». محققین جدیدتر، از جمله ضیاء موحد (موحد ۱۳۷۴، صص ۳۶ تا ۴۲)، کلاً این گونه استدلال در مورد تاریخ تولد سعدی را رد می‌کنند و اعتقاد دارند که شاعران کلاسیک ایران اهل «حدیث نفس» نبوده‌اند بنابراین نمی‌توان درستی هیچ‌یک از این دو تاریخ را تأیید کرد.

آرامگاه[]

Şablon:اصلی [[پرونده:Aramgah-e-saadi shiraz.jpg|left|thumb|220px|آرامگاه سعدی شیراز.]] سعدی در خانقاهی که اکنون آرامگاه اوست و در گذشته محل زندگی او بود، به خاک سپرده شد که در ۴ کیلومتری شمال شرقی شیراز، در دامنه کوه فهندژ، در انتهای خیابان بوستان و در کنار باغ دلگشا است. این مکان در ابتدا خانقاه شیخ بوده که وی اواخر عمرش را در آنجا می‌گذرانده و سپس در همانجا دفن شده‌است. برای اولین بار در قرن هفتم توسط خواجه شمس الدین محمد صاحب‌دیوانی وزیر معروف آباقاخان، مقبره‌ای بر فراز قبر سعدی ساخته شد. در سال ۹۹۸ به حکم یعقوب ذوالقدر، حکمران فارس، خانقاه شیخ ویران گردید و اثری از آن باقی نماند. تا این که در سال ۱۱۸۷ ه.ق. به دستور کریمخان زند، عمارتی ملوکانه از گچ و آجر بر فراز مزار شیخ بنا شد که شامل ۲ طبقه بود. طبقه پایین دارای راهرویی بود که پلکان طبقه دوم از آنجا شروع می‌شد. در دو طرف راهرو دو اطاق کرسی دار ساخته شده بود. در اطاقی که سمت شرق راهرو بود، قبر سعدی قرار داشت و معجری چوبی آن را احاطه کره بود. قسمت غربی راهرو نیز موازی قسمت شرقی، شامل دو اطاق می‌شد، که بعدها شوریده (فصیح الملک) شاعر نابینای شیرازی در اطاق غربی این قسمت دفن شد. طبقه بالای ساختمان نیز مانند طبقه زیرین بود، با این تفاوت که بر روی اطاق شرقی که قبر سعدی در آنجا بود، به احترام شیخ اطاقی ساخته نشده بود و سقف آن به اندازه دو طبقه ارتفاع داشت. بنای فعلی آرامگاه سعدی از طرف انجمن آثار ملی در سال ۱۳۳۱ ه-ش با تلفیقی از معماری قدیم و جدید ایرانی در میان عمارتی هشت ضلعی با سقفی بلند و کاشیکاری ساخته شد. رو به روی این هشتی، ایوان زیبایی است که دری به آرامگاه دارد.[2]

نمونه اشعار[]

  Şablon:شعر 
  Şablon:ب 
  Şablon:ب 
  Şablon:ب 
  Şablon:ب 
  Şablon:ب 
  Şablon:ب 
  Şablon:پایان شعر


Şablon:شعر Şablon:ب Şablon:ب Şablon:ب Şablon:ب Şablon:ب Şablon:ب Şablon:ب Şablon:ب Şablon:پایان شعر


این شعر سعدی بسیار مشهور است و بر سردر سازمان ملل متحد نقش بسته است [3][4]. Şablon:مدرک Şablon:نقل قول


نمونه نثر از گلستان سعدی:


منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکراندرش مزید نعمت٬هر نفسی که فرو می‌رود ممد حیات است و چون برون می‌آید مفرح ذات پس در هر نفس دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شکری واجب

آثار[]

از سعدی، آثار بسیاری در نظم و نثر برجای مانده‌است:

  1. بوستان: کتابی‌است منظوم در اخلاق.
  2. گلستان: به نثر مسجع
  3. دیوان اشعار: شامل غزلیات و قصاید و رباعیات و مثنویات و مفردات و ترجیع‌بند و غیره (به فارسی) و چندین قصیده و غزل عربی.
    1. صاحبیه: مجموعه چند قطعه فارسی و عربی‌است که سعدی در ستایش شمس‌الدین صاحب دیوان جوینی، وزیر اتابکان سروده‌است.
    2. قصاید سعدی: قصاید عربی سعدی حدود هفتصد بیت است که بیشتر محتوای آن غنا، مدح، اندرز و مرثیه‌است. قصاید فارسی در ستایش پروردگار و مدح و اندرز و نصیحت بزرگان و پادشاهان آمده‌است.
    3. مراثی سعدی:قصاید بلند سعدی است که بیشتر آن در رثای آخرین خلیفه عباسی المستعصم بالله سروده شده‌است و در آن هلاکوخان مغول را به خاطر قتل خلیفه عباسی نکوهش کرده‌است.سعدی چند چکامه نیز در رثای برخی اتابکان فارس و وزرای ایشان سروده‌است.
    4. مفردات سعدی:مفردات سعدی شامل مفردات و مفردات در رابطه با پند و اخلاق است.
  4. رسائل نثر:
    1. کتاب نصیحةالملوک
    2. رساله در عقل و عشق
    3. الجواب
    4. در تربیت یکی از ملوک گوید
    5. مجالس پنجگانه
  5. هزلیات سعدی

از میان چاپ‌های انتقادی آثار سعدی دو تصحیح محمدعلی فروغی و غلامحسین یوسفی از بقیه معروف‌ترند.Şablon:مدرک

بوستان[]

thumb|بوستان بوستان کتابی‌است منظوم در اخلاق در بحر متقارب (فعولن فعولن فعولن فعل) و چنانکه سعدی خود اشاره کرده‌است نظم آن را در ۶۵۵ ه‍.ق. به پایان برده‌است. کتاب در ده باب تألیف و تقدیم به بوبکر بن سعد زنگی شده‌است. معلوم نیست خود شیخ آن را چه می‌نامیده‌است. در بعضی آثار قدیمی به آن نام سعدی‌نامه داده‌اند. بعدها، به قرینهٔ نام کتاب دیگر سعدی (گلستان) نام بوستان را بر این کتاب نهادند.

باب‌های آن از قرار زیر است:

  1. عقل و تدبیر و رای
  2. احسان
  3. عشق و مستی و شور
  4. تواضع
  5. رضا
  6. قناعت
  7. عالم تربیت
  8. شکر بر عافیت
  9. توبه و راه صواب
  10. مناجات و ختم کتاب

آنچه عیان است اینکه بوستان بر سبک مثنوی حماسی سروده شده و احتمالا سعدی آن‏را به تقلید از فردوسی و بر وزن شاهنامه سروده است،حال آنکه طبع لطیف او فرصت حماسه سرایی بر وی نگسترده است آن‏سان که در شعر حماسی خود می‏سراید:

مرا در سپاهان یکی یار بود / که جنگاور و شوخ و عیار بود


در این بیت نیز صفت شوخ بودن شاهدان را به جنگاوران منتسب می‏کند[5]؛

واین شعر که قیاس بوستان وشهنامه است.

فردوسی می‏سراید:

برد کشتی آنجا که خواهد خــدای / وگر جامه بر تن درد ناخـــدای

و سعدی در بوستان این گونه بسراید:

خدا کشتی آنجا که خواهد برد / اگر ناخدا جامه بر تن درد[6]

گلستان[]

thumb|گلستان گلستان کتابی است که سعدی یک سال پس از اتمام بوستان، کتاب نخستش، آن را به نثر آهنگین فارسی در هفت باب «سیرت پادشاهان»، «اخلاق درویشان»، «فضیلت قناعت»، «فوائد خاموشی»، «عشق و جوانی»، «ضعف و پیری»، «تأثیر تربیت»، و «آداب صحبت» نوشته است.

غزلیات[]

غزلیات سعدی در چهار کتاب طیبات، بدایع، خواتیم و غزلیات قدیم گردآوری شده‌است.

در مدح سعدی[]

آنچه سعدی در مورد خویش می‏سراید[]

  • هفت کشور نمی‏کنند امروز / بی مقالات سعدی انجمنی
  • من‏آن مرغ سخندانم که در خاکم رود صورت / هنوز آواز می‏آید به معنی از گلستانم
  • هر متاعی ز مخزنی خیزد / شکر از مصر و سعدی از شیراز
  • منم امروز و تو انگشت‏نمای همه خلق / من به شیرین سخنی و تو به خوبی مشهور
  • در بارگاه خاطر سعدی خرام اگر / خواهی ز پادشاه سخن داد شاعری
  • بر حدیث من و حسن تو نیفزاید کس / حد همین است سخندانی و زیبایی را[7]

سخن دیگران نسبت به سعدی[]

  • مجد همگر : از سعدی مشهور سخن شعر روان جوی / کاو کعبه فضل است و دلش چشمه زمزم
  • همام تبریزی در ستایش سعدی: همام راسخن دل‏فریب و شیرین است / ولی چه سود که بیچاره نیست شیرازی
  • سیف‏الدین فرغانی معاصر سعدی،خطاب به وی:

نمی‏دانم که چون باشد به معدن زر فرستادن / به دریا قطره آوردن به کان گوهر فرستادن

چو بلبل در فراق گل از این اندیشه خاموشم / که بانگ زاغ چون شاید به خنیاگر فرستادن

حدیث شعر من گفتن کنار طبع چون آبت / به آتشگاه زرتشت است خاکستر فرستادن

ضمیرت جام جمشید است و در وی نوش جان‏پرور / برٍ ِاو جرعه‏ای نتوان از این ساغر فرستادن

تو کشور‏گیر آفاقی و شعر تو تو را لشکر / چه خوش باشد چنین لشگر به هر کشور فرستادن [8]

  • خمینی : شاعر اگر سعدی شیرازی است / بافته های من و تو بازی است [9]
  • دکتر عبدالحسین زرین‌کوب:سعدی معانی لطیف تازه را در عبارات آسان بیان می‏کند و از تعقید و تکلف برکنار می‏ماند.بعید نیست اگر بگوییم این بیت را در وصف خود سروده است:

صبر بسیار بباید پدر پیر جهان را ، که دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید[10]

  • محمدعلی فروغی دربارهٔ سعدی می‌نویسد «اهل ذوق اِعجاب می‌کنند که سعدی هفتصد سال پیش به زبان امروزی ما سخن گفته‌است ولی حق این است که [...] ما پس از هفتصد سال به زبانی که از سعدی آموخته‌ایم سخن می‌گوییم».
  • ضیاء موحد دربارهٔ وی می‌نویسد «زبان فارسی پس از فردوسی به هیچ شاعری به‌اندازهٔ سعدی مدیون نیست».

زبان سعدی به «سهل ممتنع» معروف شده‌است، از آنجا که به نظر می‌رسد نوشته‌هایش از طرفی بسیار آسان‌اند و از طرفی دیگر گفتن یا ساختن شعرهای مشابه آنها ناممکن.

  • گارسن دوتاسی : سعدی تنها نویسنده ایرانی است که نزد توده مردم اروپا شهرت دارد
  • باربیه دومنار : در آثار سعدی لطف طبع هوراس ، سهولت بیان اوید ، قریحه‏ی بذله‏گوی رابله و سادگی لافتونن را می‏توان یافت
  • سر ادوین آرنولد : باری دگر همراه من آی ، از آن آسمان گرفته،

تا گوش بر نغمه‏ی خوش‏آهنگ و سحرآسای سعدی گذاریم،

بلبلی هزاردستان، که ، از دل گلستان خویش،به پارسی هر دم نوایی دیگر ساز خواهد کرد...[11]

حکایات[]

سعدی جهانگردی خود را در سال ۱۱۲۶ آغاز نمود و به شهرهای خاور نزدیک و خاور میانه، هندوستان، حبشه، مصر و شمال آفریقا سفر کرد(این جهانگردی به روایتی سی سال به طول انجامید)؛ حکایت هایی که سعدی در گلستان و بوستان آورده است، نگرش و بینش او را نمایان می سازد. وی در مدرسه نظامیه بغداد دانش آموخته بود و در آنجا وی را ادرار بود. در سفرها نیز سختی بسیار کشید، او خود گفته است که پایش برهنه بود و پاپوشی نداشت و دلتنگ به جامع کوفه درآمد و یکی را دید که پای نداشت، پس سپاس نعمت خدایی بداشت و بر بی کفشی صبر نمود. آن طور که از روایت بوستان برمی آید، وقتی در هند بود، سازکار بتی را کشف کرد و برهمنی را که در آنجا نهان بود در چاله انداخت و کشت؛ وی در بوستان، این روش را در برابر همه فریبکاران توصیه کرده است. حکایات سعدی عموماً پندآموز و مشحون از پند و و پاره‌ای مطایبات است. سعدی، ایمان را مایه تسلیت می‌دانست و راه التیام زخم های زندگی را محبت و دوستی قلمداد می‌کرد. علت عمر دراز سعدی نیز ایمان قوی او بود.[12]

در ایران روز 1 اردیبهشت بنام سعدی نامگذاری شده است .

جستارهای وابسته[]

  • گلستان سعدی
  • بوستان سعدی
  • سعدی و غزل
  • مفردات سعدی

منابع[]

Şablon:پانویس

  • موحد، ضیاء. سعدی. چاپ دوم، طرح نو، تهران: ۱۳۷۴.
  • احمدیان، محمّد. سعدی چاپ اول، اصفهان: ۱۳۸۵
  • Şablon:یادکرد
  • ابراهیمی، جعفر، و شفیعی، فرشید (تصویرگر). قصّه‌های شیرین گلستان سعدی، چاپ اوّل، نشر پیدایش، تهران، پاییز ۱۳۷۶ شابک: ۰-۴۰-۶۰۵۵-۹۶۴
  • سعدی شیرازی، مصلح‌الدّین. گلستان سعدی، بر اساس نسخهٔ محمد علی فروغی، چاپ اوّل، نشر سرایش، تهران، ۱۳۸۲ شابک: ۳-۶-۹۴۳۶۸-۹۶۴

پیوند به‌بیرون[]

Şablon:ویکی‌گفتاورد با عنوان Şablon:ویکی‌نبشته


Şablon:بزرگان اسلام در سده‌های میانه

رده:سعدی رده:شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم قمری رده:شاعران اهل ایران رده:اهالی استان فارس رده:اهالی شیراز

ar:سعدي az:Sədi bg:Саади bs:Sadi ceb:Sa‘di da:Saadi de:Saadi en:Saadi (poet) eo:Mosleh-od-din Sadio es:Sa'di fi:Saadi fr:Saadi id:Sa'adi it:Saadi ja:サアディー ka:საადი kaa:Saadiy Sheraziy ko:사디 lv:Saadi ms:Muslihuddin Mushrif ibn Abdullah nl:Saadi no:Sa'di pl:Sadi z Szirazu pt:Musharrif Od-Dîn Sa'adi ru:Саади simple:Saadi sl:Sadi sv:Shaikh Sa'di tg:Саъдӣ Шерозӣ tl:Sa‘di tr:Sadi uk:Сааді

vi:Saadi

  1. 1,0 1,1 گلستان به کوشش دکتر خطیب رهبر سال ۱۳۴۸ خورشیدی
  2. وب‌گاه فارس نگار
  3. Şablon:یادکرد وب
  4. Şablon:یادکرد وب
  5. دکتر مهدی حمیدی شیرازی، مقالاتی درباره زندگی و شعر سعدی،ص88
  6. دکتر مهدی حمیدی شیرازی، مقالاتی درباره زندگی و شعر سعدی،ص105
  7. کلیات سعدی|زبان=فارسی
  8. جعفر شعار،حسن انوری،گزیده قصاید سعدی|زبان=فارسی
  9. دیوان امام خمینی|زبان=فارسی
  10. با کاروان حله،عبدالحسین زرین‏کوب،ص244
  11. شیراز،مهد شعر و عرفان به نقل از کتاب Light of Asia
  12. تاریخ تمدن، ج 4 ص 416
Advertisement